تبليغاتX

* متشکر از حضور شما / شاید در نگاه اول در مضامین صفحات پراکندگی احساس کنید ، اما سعی کرده ام اینطور نباشد* با سلام و عرض احترام گلاریشا روی زمین

گلاریشا روی زمین
کشتی جنون زده شب
جوراب من کجاست ؟

شعر ی که در صدد فرار از خانه به خاطر اتهام او به دیوانگی است .شعری که زبان حال مردم ستم کشیده و بیگناه می باشد.


جوراب من کجاست ؟ جوراب های من

 جوراب پاره ام ، بی تاب های من

خوابم زدود و شست ، مضرابهای من

  چنگی به زخمه ام ، سیلاب های من

ساعت چه زود رفت ، تا انتهای من  /مادر بگو کجاست ، کو رخت پای من

چون مرغکی اسیر ، بی زخم مرده ام

  شبواژه های سرد ، میراثِ برده ام

گویند عقل خویش ، بر می سپرده ام 

 سوگند بر سکوت ، من می نخورده ام

از این سکوت تلخ ، کم شد بهای من / فریاد جاده هاست ، کاریزمای من

مادر مرا مخوان ، دیگر مجال نیست   

در فرض مستی ام ، جای سوال نیست

در لاف شاعری ، فرض محال نیست  

 من می روم و هیچ ، دیگر جدال نیست

با گوشه پیچشی ، کم شد صدای من   /نفرین به جاده ها ، نفرین به نای من


گفتی خراب باد... ، ای وای دفترم  

ده سال شعر درد ، ده برگ پرپرم

ایجازهای  تلخ ، افسوس دیگرم  

چون شعر سرخ من ، یحیای بی سرم

اینجا پناه نیست ، بر شعر های من  /کو گنج سرخ من ، کو انزوای من؟

ساعت به سر رسید ، با رد پای نور  

 از خواب می پرم ، با هوی و های نور

در چشم من شکفت با ریسه های نور

 یک حس ناب شعر ، در لابه لای نور

این ماند هاله ای در یادهای من  /جوراب من کجاست ، جوراب های من

( شعر از دفترسرخ من/ محمد حسین داودی /شبزده)

Ϙ�� ��ی ��ی��ی

|+| ... گلاریشا در چهارشنبه 27 آذر1387 ... 15:17 |

GLARISHA@GMAIL.COM