تبليغاتX

* متشکر از حضور شما / شاید در نگاه اول در مضامین صفحات پراکندگی احساس کنید ، اما سعی کرده ام اینطور نباشد* با سلام و عرض احترام گلاریشا روی زمین

گلاریشا روی زمین
کشتی جنون زده شب
خرچنگ های خسته

قوهان

خرچنگ های خسته مردابی  امشب هوای رقص عیان دارم

چون های و هوی باده و زلف یار  با چیدمان شعر جوان دارم

خرچنگ های خفته در این وادی   من ماهی سیاه نگون بختم

از گریه های هر شبتان امشب   یک آستین غزل به میان دارم

سیلاب های وحشی پاییزی   من را به شهر حادثه آوردند

باکی ندارم از نک چنگگ ها   من زخمهای چون و چنان دارم

از چشمه ی زلال نمی خوانم   دیگر من از تبار لجنزارم

هرگز برای چشمه نمی رقصم   من کینه ها زآب روان دارم

دلتنگ بند و مردم در بندم   این دفترم خروش قفس دارد

ای کاش یوسفی به قفس بودم   من علم خواب و شعر زمان دارم

شاید کمی عجیب ولی دیگر     از هیچ کس گلایه نخواهم کرد

من با شما به شبکده می مانم    اما دوچشم دل نگران دارم

 

شعر از : محمد حسین داودی


پی نوشت ۱ : 

با الهامی از بیت (به شب نشینی خرچنگ های مردابی  چگونه رقص کند ماهی زلال پرست )  این شعر را سرودم .

پی نوشت ۲ :

قالب این شعر برگرفته از شعر صخره و دریا (ایلشن جلاسی) می باشد .

|+| ... گلاریشا در یکشنبه 13 بهمن1387 ... 20:6 |

GLARISHA@GMAIL.COM