تبليغاتX

* متشکر از حضور شما / شاید در نگاه اول در مضامین صفحات پراکندگی احساس کنید ، اما سعی کرده ام اینطور نباشد* با سلام و عرض احترام گلاریشا روی زمین

گلاریشا روی زمین
کشتی جنون زده شب
دفتر سرخ من

 بی گناهی واژه ای نایاب در زندان شده
خشم و نفرت مهره ای همواره در میدان شده


گر تمام خلق گردد این چنین در بند خصم
هیچ عجب نتوان کنی این بار عدل افشان شده


هیچ کس باور نکرد این جهل تمییز گناه
رستگاری واژه ای همواره بد عنوان شده


این چه ترس تلخ شعر است و چه بهت و اضطراب
این چه درد است عشق با دیوانگان همسان شده


ظلم نیکی شد ز خصم و کفر تیغی سوی دوست
درد چون عادت به خواب و خصم چون مهمان شده


دفتر سرخم مبین مرده چنین بی پای و سر
روز دیگر را ببین گویی سراپا جان شده

(داودی ، دفتر سرخ من)

|+| ... گلاریشا در جمعه 30 فروردین1387 ... 22:23 |

این هم جمعه ای دیگر

واقعا که دنیای مزخرفی شده ، حالا که فکر کی کنم می بینم حق با آنتوان بود ، ما هر چه بزرگتر می شویم از ذات مقدس درونی دورتر می گردیم ، چه در نوجوانی همین جمعه ها را که کنار هم بگذاریم همیشه با دوستان در صمیمیت و شادی بودیم ، پاک و صادق در کنار یکدیگر به هم محبت می کردیم ، اما امروز جمعه ها باید به فکر شنبه ای گرگین تر از شنبه های قبل باشیم تا از چرخش روزگار عقب نمانیم تا شاید نقاب کثیف روی صورتمان به شکل آدم بزرگ ها در آید .

|+| ... گلاریشا در یکشنبه 25 فروردین1387 ... 22:58 |

وحشی ترین شعر از تمام دفترم

ای تمام خاطرات تازه را مدیون تو

زیباترین شعر از تمام دفترم را می کنم گلگون تو

ای تمام قصه های تازه ای باران

وحشی ترین شعرم نثارت باید ای آهوی سرگردان

ای خروش واژه ای همواره یار من

موجز ترین موج غزل ای شهریار من

ای تمام واژه ها همراه تو

وحشی ترین شعر از تمام دفترم در راه تو

در راه تو 

(داودی، دفتر سرخ من )

 

|+| ... گلاریشا در سه شنبه 20 فروردین1387 ... 0:54 |

حتما دیوانه شده ای آنتوان

 دیگر فکر نمی کنم چیزی جا مانده باشد، عجب دنیای کوچکی شده است، در حالی که مشغولیت ذهنی مرا خشکانده است

 و ا ینکه که همه آنها را روی کاغذ آورده ام، تنها به خرید چند کتاب محدود می شود، شاید من هم باید به پول بیندیشم،

 آری پول کاغذی که برای قدیمی ها یک واسطه بود اما امروز به اندازه هیچ سکه طلایی ارزش واقعی ندارد

حتی امضای معتمدین قدیمی را هم ندارد امروز آدمیزاد برای زیاد کردن واسطه معامله خود، معامله می کند.

 آنتوان . تویی که شعر مرا به خنده نگرفته ای ، حتماً دیوانه شده ای.

«داودی»

|+| ... گلاریشا در پنجشنبه 15 فروردین1387 ... 13:49 |

حیوان سیاسی

 

بنام خداوند آزادگی و عدالت
به نام آزادی و آزادی خواهی

 

تقدیم به همه دوستانی که مرا از سیاسی بودن برحذر می دارند .
وتقدیم به همه مسئولانی که به خاطر مباحث سیاسی اجازه ی نشر مطالب مرا نداشتند .

 

افلاطون می گوید : انسان یک حیوان سیاسی است ، به عقیده این فیلسوف بزرگ ، وجه تمایز انسان با حیوان تنها سیاست است .


نه من همان جوان ساده و خنده رو هستم . هنوز زیرآبی شناکردن را نیاموخته ام .
وهنوز حواس پرتی های من ادامه دارد و هنوز آداب زندگی اداری و اشرافی را نیاموخته ام .
هنوز هر بچه بازاری سر من کلاه می گذارد و هنوز هم مسیر باجک تا دروازه را یاد نگرفته ام .

ولی مقصود از سیاسی بودن ، آنی نیست که بدون منطق انسانی از عقیده ای حمایت کنم ، و یا به اجبار سخنی را به زبان بیاورم و یا چماق به دستی بگیرم و در کوچه و خیابان به دنبال عقیده ای مخالف بگردم و برای شکستن استخوان های هر عقیده مخالف ، ودیعه بگیرم .

اگر روزی فیلم ها، موسیقی ها ، کتاب ها ، فرهنگسراها ، انجمن ها ، شعر ها ، مقاله ها ، نشست ها و مباحث همه و همه به خاطر آن از سیاست دوری گزیند که شاید انتقادی و بحثی و ایرادی باعث درگیری و جنگی و زندانی و یا چماقی باشد ،و سپس به لهو و لعب و افسانه عاشقانه بپردازد .

آنروزی که بازی های مختلف و سرگرمی های بی محتوای ورزشی به صنعت بزرگی مبدل گردد و خبرفلان قرارداد باشگاه با مربی ، وصبحانه فلان بازیکن  با دیگری ارزشمندترین مباحث مردم گردد.

آنروز که گروه های  فکری پوچ گرا و لذت جو ، در کنار داستان های وقت گذران و تفریح های بیهوده زندگی جوانان را به هدر کند .
و آن زمانی که جنگ های زرگری و دویدن پی یک لقمه نان و جنگیدن و دروغ گفتن ، تنها راه زندگی گردد .

آری آن زمان زمانی است که گلاریشا می تواند فریاد بزند : آیا این انسانی است که می گویند ؟
و شیخی که با چراغ همچنان می گردد و می گوید : ( از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست)

 

صاحبان منصب استثمار و سواری گرفتن از مردم بی سواد هم همین را می خواهند ، یعنی اگر این نباشد باید فکر بزرگی را از سر بیرون کنند .

 

اگر مردم بیشتری بی سیاست و بی خیال به دنبال یک لقمه نان شب را به صبح کنند و بدوند وآخر شب با اخبار پرتاب ماهواره ای به فضا خوشحال گردند ،بنابرین مردم بیشتری مجبورهستند که به آنها سواری دهند .

در این صورت آنها حتی می توانند ثروتمند بودن را حق خود بدانند و گاهی به آیات قرآن و احادیث نبوی هم استناد کنند ، چرا؟ ، چون مردم خود لیاقت مراقبت از خود را ندارند ، مردم بی سواد که از ماهواره سردر نمی آورند ، اگر ما نباشیم ، پس چه کسی برای شما افتخار آفرینی کند؟

 

این است سیاست پرورش دیوانگان و بی خیالان و رقاصان و معتادان کوچه و خیابان .

و ترویج دینی که به تقلید کورکورانه از یک نفر امر می کند و مردم را از مباحث بی فایده بر حذر دارد .

برخلاف اسلامی که تمام تلاش خود را برای هوشیاری و جدایی مردم از غفلت و خود فراموشی می کند و همیشه و همه وقت بر اعتراض و حقیقت خواهی و فریاد آزادی و آزادگی تاکید دارد .

مگر این پیامبر اسلام نبود که تمام زندگی خود را صرف آگاهی مردم و دانش آنها نمود و حضرت علی (ع) که همانند فقیران چاه می کند و کار می کرد و امام حسن (ع) که زندگی او در هشیار کردن مردم ساده لوح گذشت و امام حسین(ع) که برای احیای آزادی و آزادگی به پا خواست .

آن بزرگواران نه تنها معترضان سیاسی را به زندان نمی افکندند ، حتی با آنها به محکمه می نشستند و گاه آنها را بزرگ می ساختند ، درحالی که خود می دانستند که اعتراض اشتباه است حالی که امروز هیچکس بجز امام زمان (عج) نمی تواند ادعا کند که از این بابت اطمینان دارد .

اما ثروت زمان ، قدرت و لذات مادی حاصل از آن برای طالبان قدرت و ثروت ، جهان را مجبور است که به سمت جدایی دین از سیاست ، جدایی جوان از سیاست ، جدایی مردم عامه از سیاست حرکت کند .

یا نه ، طوری که زندگی پیامبران الهی وسیله ای برای تفریح مردم ، و نه برای آگاهی مردم ، که برای تزریق افکار و سیاست های یک قشر خاص جامعه بدل می گردد .

بنابرین بعید نیست که پس از به تصویر کشیدن زندگی حضرت یوسف(ع) ، نوبت حضرت سلیمان (ع) باشد و داستان هایی از سرمایه داری که به او نسبت می دهند .

پس چگونه حق ندهیم به یهودیان که داستان حضرت داود (ع) را در توجیه اقدامات خود بنا بر آنچه خود می پندارند به تصویر بکشند .

شما که به این راحتی ده ها مباحث سیاسی چند سال اخیر را با اصرار و تکاپو در یک داستان زندگی پیامبر الهی می توانید بگنجانید ، چرا تا کنون چنین کاری نکردید ؟

 

اگر در قسمت بعدی یوزارسیف دستور جمع آوری ارازل و اوباش و معترضین از کوچه های طبس را به آخن آتون پیشنهاد بدهد من تعجب نخواهم کرد .

 

همه صحبت ها همیشه گفتنی نیست . و همه جا جای آن نیست و همه کس اهل آن نیست . اما فرار از مباحث سیاسی و برحذر داشتن مردم از این مباحث نیز از علامات یک انسان نیست .

|+| ... گلاریشا در شنبه 10 فروردین1387 ... 15:4 |

چه کسانی برای دهنمکی هورا می کشند؟

 



چه کسانی برای مسعود دهنمکی هورا می کشند



در جواب باید به دو دسته از مردم اشاره کرد .


دسته اول : حامیان مالی . سیاسی . فکری و ایدئولوژیک دهنمکی  . اصلا وظیفه آنها همین است و اصلا برای همین نان می خورند . این هورا و حمایت منطقی و عقلانی است . همانطوری که در دنیای سیاست . هر کس منفعتی به یک سیاسی برساند . پس دوست و هم پیمان او محسوب می شود و هر کس منفعتی از او کسر نماید بلاشک دشمن .

اما دسته دوم . قشری از عامه مردم هستند نه عامه مردم . زیرا عامه مردم دیگر پولی بابت سینما حاضر نیستند پرداخت کنند . فرقی دارد؟

با کم رنگ شدن صنعت سینما در ایران و حرکت به سمت لهو و لعب ، این قشر غالبا از خاصه مردم علاقه مند یا درگیر با سینما رقم می خورند . و اغلب این قشر نگرش های دگراندیشی ، تجددخواهی ، و غربی منشی دارند ، طوری که بیشتر از قشر اعیانی و یا دانشجو و حتی قشر ناراضی تشکیل می شوند .
این تنها دلیل ماندگاری این صنعت ، در مملکت ایران امروزی است .

اما یک نامعادله پیچیده تمام قواعد و مقررات اجتماعی را می شکند .
یک عنصر اصولگرای افراطی ، فیلمی را در قالب شکنی حرفه ای و مخصوص فضای انتخابات سال 88 به صحنه می برد .

شما اینک فرق دسته اول هورا کش و دسته دوم را به وضوح می بینید .

چرا مارمولک و علی سنتوری باید سانسور گردند اما اخراجی ها در تلویزیون پخش می شود ؟

چه کسی هزینه سرسام آور ساخت و مونتاژ اخراجی های 2 را پرداخت می کند ؟

در حالی که اخراجی های قبلی پول قابل ملاحظه ای را نصیب سازندگان خود نکرد .

چه کسی امکانات انیماتوری و جنگی صدا و سیما را برای یک کارگردان تدارک می بیند ؟

|+| ... گلاریشا در دوشنبه 5 فروردین1387 ... 12:30 |

GLARISHA@GMAIL.COM